یادش بخیر

🌹۲۰ فروردین ماه، سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

🌹۲۰ فروردین ماه، سالروز شهادت سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی و آغاز هفته هنر انقلاب اسلامی گرامی باد. خوش به سعادتت داداشم چه خوب باشهدا ارتباط برقرار کرده بودی… شب اول بعد از شهادتت توی وسایلت سررسیدی رو پیدا کردیم که تصویر شهید آوینی روی جلدش بود و …

ادامه مطلب

خوش به سعادتت …

  یادش بخیر خوش به سعادتت داداشم چه خوب با شهدا ارتباط برقرار کرده بودی… شب اول بعد از شهادتت توی وسایلت سررسیدی رو پیدا کردیم که تصویر شهید آوینی روی جلدش بود و پشتش این جمله زیبا… و زیباتر از اون اینکه شهادتت دقیقاً روز شهادت شهید آوینی بود. …

ادامه مطلب

خاطره از خواهر شهید مهدی لطفی

#یادش_بخیر یادش بخیر هر وقت حرف از مناطق و راهیان نور میشد کلی شوق و شور تو چشماش میدیدم . چند بار گفت بیاید دسته جمعی بریم من براتون روایت کنم . ولی حیف هیچوقت جور نشد بریم . چقدر ذوق مناطق رو داشت و به عشقش که شهدا بودن …

ادامه مطلب

خاطره مسافرت مشهد با شهید لطفی …

#يادش_بخير مشهد بودیم ، آخراي شب دایی مهدی گفت: بچه هاكي ميادبريم حرم؟من و خواهرم قبول کردیم و سه تايي رفتيم، بهترين زیارت عمرمون شد.يادمه اونشب يه نم بارون میزد.پابرهنه توي صحن قدم برميداشت ميگفت حرمت داره. دستش و به در میکشید و متبرک میکرد.يكي يكي همه صحنا رو رفتيم …

ادامه مطلب

خاطره تمرین تیراندازی با شهید

#يادش_بخير بچه ها كي مياد فردا بعد نماز صبح بريم تيراندازي؟!!من و خواهرم و دايي كوچيكم سه تايي نماز صبح و ميخونديم و با شوق و ذوق لباسامونو ميپوشيديم و يه بطري اب معدني بر ميداشتيم و ميرفتيم!ميرفتيم خارج از نياسر نزديك عباس اباديدونه قوطي كنسرولوبيابرميداشت ميبرد عقب ميذاشت پشتش …

ادامه مطلب

هرچی اصرار کردیم آقا مهدی نیومد خونمون هیئت …

#یادش_بخیر چند ماه قبل شهادت آقا مهدی، هیئت ماهانه اصحاب عاشورایی منزل ما بود.از آقا مهدی هم از قبلش خواسته بودم که با توجه به اینکه منزل ما نزدیک همدیگه است، هر وقت هیئت منزل ما بود حتما تشریف بیاره.شبی که هیئت برگزار شد دیدم خبری از آقا مهدی نیست. …

ادامه مطلب

فاتحه برای اونیه که دستش خالیه، برای امواته نه شهدا!

دو برادر شهید مهدی لطفی نیاسر #یادش_بخیر من ۱۳ ، ۱۴ سالم بود ، یه روز مهدی منو برد گلزار شهدا علی بن جعفر ، خیلی حال و هوای خاصی داشت ، وقتی وارد شدیم من طبق چیزی که یاد گرفته بودم شروع به خواندن فاتحه کردم .مهدی گفت: خوشم …

ادامه مطلب

خدا همسایه شهید نصیبمون کرد …

#خاطره_از_همراهان با فرزند شهيد سيد محمود موسوي دوست صميمي بودم ، زماني كه مي خواستيم برای خانه دار شدن انتخاب واحد كنيم به دوستم گفتم از پدر شهیدت بخواه كه يك همسايه خوب نصيبم كنه چون داشتن همسايه خوب خيلي مهمه. دوستم به من گفت از خود شهيد بخواه و …

ادامه مطلب

خاطره ای از همکاران شهید مهدی لطفی نیاسر

#یادش_بخیر داشتیم میرفتیم ماموریت هواپیما تاخیر داشت هرکدوم یه گوشه ای روی صندلیای فرودگاه ولو شدیمبعد از مدتی که بلندگو اعلام کرد و شماره پرواز گفت یه دفعه دیدم حاج مهدی نیستهمه جا رو گشتم آخر سر ، یه سری به نمازخونه فرودگاه زدم دیدم تمام اون مدتی که ما …

ادامه مطلب

یادش بخیر یه شب داشتیم با مهدی بازی میکردیم …

#یادش_بخیر یه شب داشتیم با مهدی بازی میکردیم من ۷، ۸ ساله بودم وقت اذان شد و نماز مغرب …مهدی گفت بریم نماز گفتم یه کم دیگه بازی کنیم !گفت اول نماز !من با ناراحتی بلند شدم و تند تند و با صدای آهسته نمازمو خوندم !گفت سرعتشو کار ندارم …

ادامه مطلب